تبليغاتX
کتیبه حوا
کتیبه حوا

چند چكه نت در باره ترانه خواني هاي گوگوش در

آثار بابك بيات

سر ِ پيچ ِ ساقه اقاقيا !

سه سالي است كه جام و جانمايه موسيقي ترانه يي و پاپ - كلاسيك ما،تهي از يك بزرگ ِ ماندني است: تهي ِاز بابك بيات.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موجوديت ِ توامان ِ"حس و تكنيك" در نبض ملودي ،تنظيم اركستر، چینش سازها ،خاصه صداگيري متفاوت از خوانندگان"آفرينشگر"و ذي شعوري مثل گوگوش، داريوش، ابي،ماني رهنما،حميد حامي،نیما مسیحا و محمد اصفهانی*مختصات شناسنامه يي آثار اوست به گمانم. **

آخرين همكاري بابك بيات و گوگوش در ترانه " بوي سفر " و در آلبومي بسيار قوي و البته مهجور شكل گرفت كه جز اين اثر،اغلب ملودي آهنگ هاي اثر از خود گوگوش بود و حدود سال 1387 در استوديو بم در تهران، تمرين و ضبط شد.

خلوتي و زنانه يي فضاي ترانه در اين ترانه گوگوش نيز،تصوير صداست.

ترانه در همان ابتداي بخش آوازي از نظر تركيب كلمات شعر و نت اول گام براي خواننده،حساب شده است.آغاز زيبانماد ِ تركيب وصفي ِ " اتاق جارو نكرده" ... اين قدرت را دارد تا شنونده را دقيقياب ِ ادامه جمله شعري و آهنگي سازد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 اتاق جارو نكرده

چمدون، بوی سفر

کفشای خسته م دم ِ در

توی قابای قدیمی

آدمای در به در

آینۀ قدّی، تو غبار

...

قالب ترانه،ترانه يي مرسوم نيست و مبناي "نيما" يي دارد.يعني مبناي اركاني و افاعيلي آن مانند شعر كهن است اما مصراع ها امتداد يكسان ندارند:

اتاق جارو نكرده ... فعلاتن فعلن ... هشت ضرب / چمدون بوي سفر... فعلاتن فعلن... هفت ضرب / كفشاي خسته م دم ِ در ... فعلاتن فعلن ...هشت ضرب.

 این قطعه زیباي قالب" کلاسیک" از آثاری است که بابک بیات فقید، هم آهنگسازی و هم  تنظیم آن را بر عهده داشت.ساز بندی ها و ترکیب ارکستر زهی ها(خانوادۀ ویلن ها) – که خاص ارکستر بیات فقيد است- به همراه پیانویی که کاملا با تاکید و غیر ابزاری در تلفیق با نواخت های آکوردی ( چند نت در یک زمان) گیتار است و مختصات صدا و تكنيكال صوتي گوگوش در اين نوع آثار با بافت کلاسیک جلوه يي خاص تر دارد.

وسواس و درك ِ از ديرينه هاي گوگوش به لحاظ بيان واژه ها با توجه به بار حسي ، موسيقايي و لحني – بصري آن همراه با سلائق بابك بيات در مورد نحوه بيان لحني و آكساني واژه ها از سوي خوانندگان،تلفيق خوبي را حاصلآمد شده است.

باد پاییز که از اون دورا میاد

منو از تو آینه بیرون می بره

به سفر به جاده ها

روی دریا

توی صحرا

میون ِدریای شن

در به در میون  فلسِ ماهی یا

سر پیچ ِساقۀ اقاقیا

...

 نوع بیان واژه های شعر و ترانه ، به ویژه آکسان گذاری ها (تاکید واج  و واژه ها)،نوع لحن،بیان مصوت ها و سکون ها قابل تامل است.

در همان مصرع نخست "باد پاییز..." دقت کنیم به نحوۀ بیان آوازی"دورا". تو کاملا می شنوی و حس می کنی که از فاصله ای "خیلی دور" می آید و نه حتی صرفا"دور"!

در مصرع پایانی این جا به نحوۀ خوانش" آ" آخر کلمۀ "اقاقیا" و فید ویبراسیون صدا که سپس به حضور موسیقی پل می بندد  و نیز تمایز ادای آن با "آ" آخر"ماهی یا"کمی دقت کنیم.

 و همچنین"باد" در "لونه های کفترا پریشونن توی باد"  و صدای باد پریشون پاییزی  و حس غمگنانه و رها و از کف رفتۀ هستی و وابستگی اش را نه تنها می شود لمس کرد که حتی می توان دید!حدیث "ن"های ساکن" هم به کنار!  

 و چنین است اين دقت ِ لحني و معناآوازي ِ جز به جز كلمات در نخستين همكاري گوگوش و بابك بيات ؛ترانه نابِ " كتيبه" (1351) و حاصل مثلث طلايي ترانه يي " گوگوش ، بابك بيات، ايرج جنتي عطايي".

 سقف ما هر دو یه سقف / دیوارمون یه دیوار /آسمون،یه آسمون / بهارامون،یه بهار/ اما قلبمون دو تا/ دستامون از هم جدا...

ترانه اي كه در دو ورژن تهيه شد و در نسخه دوم، وزن خواني هاي بشكوه و لحن – در آخر ترانه -  به ترتيب بم تر و پُر تغليظ گشت.

در  بخشي از ترانه :

هنوز هم ما می تونیم / خورشیدو از پشت ابر صدا کنیم /

 نمی تونیم ؟ / می تونیم 

دو بار،دو واژۀ "نمی تونیم" با علامت سوال و در پاسخ آن "می تونیم" با علامت تاکید - و نه تعجب - با  لحن هاي " پرسشی" و " تاکیدی"دکلمه-آواز شده است، درست همانند نوشتار آن !

ترانه های " یک نفر یه روز میاد " و " هیشکی مثل تو نبود " نیز از دیگر آثاری است که با همان مثلث طلایی ترانه یی " گوگوش ، بابك بيات ، ايرج جنتي عطايي " روايت شد.

بابک بیات جدا از حوزۀ موسيقي" ترانه" يي و موسيقي فيلم بر آلبوم های " سکوت سرشار از ناگفته هاست" و " چیدن سپیده دم" با دکلمۀ احمد شاملو - ترجمه اشعار مارگوت بیکل - ،موسیقی نوشت و آثار او همگي مشحون از گوهر هنر ِ جدي و زيبايي بود.

 * منظورم ترانه "آسیمه سر" است که به نظرم تا هنوز بهترین ترانه محمد اصفهانی در تمامی آثار اوست.

 * * و یک اسم معنی نازنین در خوانندگان بزرگ و مقبول بابك بيات به نام "ناصر عبداللهی"که يکی از شاگردان بابک بیات نقل می کند:زمستان ۷۶ بود.بابك بيات با ناصر آمدند پيش مان.استاد بيات مي گفت این جوان چند سال دیگر ستاره پاپ ایران می شود. محال بود استاد حرفي بزند و آن اتفاق نيفتد..

همچنين استاد فريدون شهبازيان هم اعتقاد داشت كوك صداي ناصر بي همتا بود و وسعت و دانگ صداي ناصر و تكنيك او ممتاز... حيف كه حسرت همكاري مشترك بابك بيات و ناصر عبداللهي به دل ماند اما چه تلخ هر دو در واپسين ماه پاييزان سه سال قبل، كوچيدند.استاد بيات به بيماري و رنجوری و ناصر عبداللهی به کوچ سرخ  و پرنده تر ز مرغان هوایی!


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
|abdollahi >>>  ناصریا  <<<  nasser|